تبليغاتX
زمین شناسی اقتصادی (لاهیجان) - حوادث و بیماری های ناشی از کار در فعالیت های معدنی

زمین شناسی اقتصادی (لاهیجان)

وبلاگ فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد زمین شناسی اقتصادی دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان

11.      سایر مواد سمی

انواع مواد سمی یا بالقوه سمی، از مواد شیمیایی مورد استفاده در فرآیندهای معدنی تا محصولات جانبی ناشی از عملیات، در معادن وجود دارد. اثرات نامطلوب اثبات شده ای در ارتباط با این مواد در محیط کاری معدن وجود ندارد. هرچند مطالعات زیادی در مورد اثرات سوء این مواد صورت نگرفته، لیکن موارد انجام شده نیزنتایج مشخص شده ای را به دنبال نداشته است. چهارتا از مهمترین این نوع مواد عبارتند از: ذرات خروجی از اگزوز موتورهای دیزلی (Diesel Particular Matters)، مواد شیمیایی مورد استفاده در فلوتاسیون(Froth Floatation Chemical) که برای جداسازی مواد معدنی از یکدیگر بکار می روند، سولسنیک (Solcenic) که سیال های هیدرولیکی با فرمول مشابه محلول های تراشکاری و کپک ها. ذرات خروجی از اگزوزهای موتورهای دیزلی (DPM) سرطان زا هستند و میزان مجاز DPM در معادن مشخص شده است. انتشار DPM در محیط معدن را می توان از طریق انتخاب سوخت مناسب، استفاده از فیلترها و مبدل های کاتالیستی و یا با استفاده از طراحی های مهندسی جدیدتر کاهش داد. این در حالی است که هنوز تردیدهای زیادی در مورد این تکنولوژی های کنترلی وجود دارد. به عنوان مثال کاهش DPM با برخی از مبدل ها، تراز اکسیدنیتروژن یا فلزات سنگین بالقوه خطرناک را در ذرات قابل استنشاق، به صورت خطرناکی بالا می برد.

در واحدهای مدرن فرآوری زغال سنگ، استنشاق مستقیم مواد شیمیایی توسط کارگران با ایجاد تغییر در مراحل تحویل، مخلوط کردن و استفاده از آنها کاهش یافته است. با این حال در طول نگهداری و  عملیات فرآوری، استنشاق این مواد صورت می گیرد. رابطه بین بیماری های پارکینسون و قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی نوروتوکسیک (که برروی سیستم عصبی تاثیر سوء دارند و در مرحله فرآوری زغال سنگ استفاده می شوند) مطرح اما هنوز اثبات نشده است.

سلسنیک که یک سیال هیدرولیکی غیر قابل اشتعال است و معمولاً در معادن زغال سنگ زیرزمینی از آن استفاده می شود، مظنون به ایجاد مشکلات تنفسی، آسم ناشی از کار، آلرژی و بیماری های پوستی محرک در کارگاه های استخراج جبهه کار بلند است اما مطالعات هیچ گونه رابطه ای را نشان نداده است. انجام اقدامات احتیاطی منطقی برای کمتر کردن میزان تماس، مثل جلوگیری از نشت در سیستم های هیدرولیک، می تواند از ایجاد اثرات نامطلوب رد تفراد مستعد جلوگیری کند.

ریزش های وسیع ممکن است باعث افزایش غلظت فرمالدئید در هوا به میزان بالاتر از حد تماس توصیه شده برسد و باید اقدام های احتیاطی لازم برای حفاضت کارگران در نظرگرفته شود.

از آنجا که خطرات تماس با مواد شیمیایی در معادن به خوبی مورد مطالعه قرار نگرفته است، در برخورد با هر علامت غیر قابل توجیه در بین کارگران معدن باید تماس با این مواد در ذهن باشد.

شرایط دما و رطوبت در معادن به گونه ای است که غالباً باعث رشد قارچ می شود. هرچند توصیه روزافزونی به توصیه سوء کپک ها برروی سلامتی شده اما هیچ گونه تحقیقاتی در این زمینه صورت نگرفته است.

در معادن سرب زیرزمینی باید اقدامات احتیاطی برای حصول اطمینان از عدم ورود آن به دهان کارگران و همچنین جلوگیری از خروج سرب از معدن صورت گیرد. وضع قوانین سخت گیرانه برای لزوم حمام کردن و تعویض لباس کار قبل از خوردن و خروج از معدن، می تواند بسیار کمک کننده باشد.

12-استرس و خستگی ناشی از کار

طی سال های اخیر برنامه کاری در معادن تغییر کرده است. استرس و خستگی ناشی از کار در صنعت معدنکاری بسیار شایع است. بسیاری از معادن مدرن به صورت 24 ساعته در حال تولید هستند. بعضی از فعالیت های معدنی در تعطیلات آخر هفته نیز دایر هستند و بعضی دیگر نیز تمام روزهای سال را مشغول به کارند. بدین گونه برنامه کاری نیروی کار آشکارا به صورت یک چالش در آمده است و لذا برنامه های کاری چرخشی متعددی تدوین شده است. در قبال هرچند روز کار متوالی، به کارگران چند روز استراحت داده می شود. به عنوان مثال به بعضی از معدنکاران بعد از گذشت چرخه های کاری متعدد، گاهاً استراحت کاری بیشتری داده می شود تا خستگی و استرس ناشی از کار و در آنان کمتر بروز کند و کاهش یابد.

چرخش کاری از شیفت اول کاری به دوم و سپس به شیفت سوم هنوز وجود دارد، اما به تندازه قبل متداول نیست. معدانکاری بسیار سرمایه بر است و با وجود دستگاه های گرانقیمت زمان استراحت کمتری قابل قبول است. به عنوان مثال در معادن زغال سنگ زیرزمینی، معمولاً کارگران بعد از 8 ساعت کار، شیفت خود را ترک می کنند و به بیرون از معادن می آیند.

سپس گروه کاری دیگر وارد معدن شده و شیفت کاری بعدی آغاز می شود. این جابجایی ها معمولاً 30 دقیقه یا بیشتربه بعد از هر شیفت کاری به طول می انجامد که با در نظرگرفتن دیگر زمان های تلف شده برای شروع مجدد تولید، تنها حدود %60 از کل زمان یک شیفت صرف تولید می شود. از آنجا که امروز معدنکاری به صورت کاملاً رقابتی انجام می شود، لذا اقداماتی صورت گرفته که تغییر افراد در شیفت های مختلف به صورت مستقیم و در خود محل تولید صورت گیرد که این شیوه به نام روش صندلی داغ (Hot-Seat Change) مشهور است و لذا تقریباً زمانی برای تعویض شیفت تلف نمی شود و با افزایش 2 ساعت به هر شیفت تولید، 8 ساعت کامل تولید حاصل می شود. در برخی معدن از دو شیفت 10 ساعته با 4 ساعت تعمیرات در بین آنها، استقبال خوبی شده است. برخی شرکت ها شیفت ها را به 12 ساعت نیز افزایش داده اند.

تاثیرات اولیه برروی تاثیر این نوع برنامه کاری بر ایمنی کارگران و پیش بینی خستگی و گم گشتگی آنان از چرخش های شیفت های کاری و تاثیرات آن در ایجاد حوادث صورت گرفته است، اما یافته ها به صورتی که انتظار می رفت چشمگیر و قطعی نبودند مشکلات بهداشتی طولانی مدت برای کارگران کمتر شناخته شده است. اگرچه توجه زیادی به تست های استرس و تاثیرات آنها بر روی سلامتی به ویژه بیماری های قلبی و عروقی و افسردگی در کارگران می شود و در جامعه تحقیقاتی امروز این تحقیقات گسترش یافته است. ولی باز هم باید تمرکز بیشتری بر روی برنامه های کاری کارگران وجود داشته باشد.

تحقیقات گسترده ای در زمینه تاثیرات سازماندهی کاری در معادن در سال های گذشته انجام

 شدهاست و در آن دوری محل ذخیره از محل زندگی نیز مورد توجه قرار گرفته است. در برخی

معادنکارگران با اتوبوس به محل کار منتقل می شوند که این کار 2 ساعت در هر روز به طول می 

انجامد و سپس در شیفت های کاری 10 تا 12 ساعت کار می کنند و به صورت برنامه های 

کاریهفتگی برای ایشان تکرار می شود. گاهی کارگران پس از رفتن به محل کار خود برای هفته

ها درآن جا می مانند و کار می کنند و سپس باز گردانده می شوند. توجه به تاثیرات بهداشتی این

کارها بر سلامتی کارگران معادن موجب انجام مطالعات تحقیقاتی بسیاری شده که هم اکنون نیز

 ادامه دارند.

 کاظم نوری،محمد،. حوادث و بیماری های ناشی از کار در فعالیت های معدنی، مجله نظام مهندسی معدن، شماره 3، تابستان 88

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 21:20  توسط هومن حاجی کریمی  | 

9.      استرس گرمایی:
استرس گرمایی در معدنکارانی که در محیط های گرم کار می کنند، بروز می کند. علائم استرس گرمایی شامل افزایش دمای بدن، افزایش تعداد ضربان قلب و تعریق است.
دمای سنگ های بکر معادن بستگی به فاکتورهای زیادی شامل عمق و نوع ذخیره معدنی، نزدیک بودن به آنومالی های زمین گرمایی و میزان هدایت حرارتی سنگ ها دارد. مثلاً دما در عمق 250 متری حدود 25 درجه سانتی گراد است و در عمق 2000 متری این دما به 45 درجه سانتی گراد می رسد. طی فرآیند معدنکاری گرما در محیط معدن آزاد می شود و هوایی را که از کنار سنگ های داغ می گذرد نیز گرم می کند و دمای آن را بالا می برد. استفاده معمول از آب برای کنترل گرد و غبار موجب بالا بردن درصد رطوبت در معادن می شود. دمای بالا به تنهایی مخصوصاً اگر با رطوبت بالا توام باشد خطرات بهداشتی مهمی را برای معدنکاران به وجود می آورد. سیستم های تهویه مطبوع که برای کاهش میزان دما و رطوبت بکار می رود اگرچه برای کارگران ناخوشایند است ولی برای ایمنی آنها اهمیت دارد. اخیراً استفاده از روش ها و رژیم های سازش با محیط گرم ایجاد و گسترش یافتند و باعث کاهش بروز سکته های قلبی در معدنکاران شده است.
مشکل معدنکاری در محیط گرم در آمریکا به خاطر طبیعت ذخایر آنان به اندازه سایر کشورهای معدنی نیست. این مسئله در آینده ممکن است به خاطر استخراج از ذخایر عمیق تر تغییر یابد. به عنوان مثال بعد از سال ها که هیچ فوتی در این گونه معادن گزارش نشده بود، در سال 2003 دو مورد فوت در معادن طلای نوادا گزارش شد. علاوه بر تاثیرات سوء بهداشتی استرس گرمایی، مدارکی مبنی بر تاثیرات سوء بر ایمنی افراد نیز وجود دارد. میزان حوادث برای افرادی که در محیط های گرم و مرطوب کار می کنند بسیار بالاست و این مسئله احتمالاً به دلیل خستگی زیاد است.

10. دود و دمه، گازها و بخارهای سمی حاصل از آتشباری

گازها از جمله گازهای سمی طی فرآیند شیمیایی مواد قابل انفجار و احتراق به وجود می آیند. بطور کلی این مسئله به خوبی شناخته شده و لذا انتخاب مواد مناسب و بکارگیری تکنولوژی های آتشباری مناسب، میزان ریسک را برای کارگران معادن به حداقل می رساند.

مشکل جدیدی که به صورت فزاینده ای در چند سال گذشته دیده شده، مسمومیت با منواکسید کربن در دویل های مجاور محل آتشباری است. این مشکل در چال های انفجاری برای اهداف ساختمانی مانند پروژه های فاضلاب شهری و همچنین در معادن زغال سنگ سطحی نیز دیده می شود. میزان قابل توجهی از گاز CO طی آتشباری تولید می شود اما این گاز و سایر گازهای دیگر تولید شده به اتمسفر تخلیه نمی شوند بلکه در زیر لایه های مجاور سطحی جمع شده و سپس به طرف مسیرهای دارای مقاومت کمتر حرکت می کنند. این مسیرها می توانند ترک و درز موجود در سنگ بستر یا لوله ای آب یا گاز مناطق مسکونی یا امثال آنها باشند.

گازCO یک گاز پایدار است و می توانند تا روزها باقی بماند. جالب است بدانیم که اقدام های

صورت گرفته برای به حداقل رساندن ارتعاشات زمین و حرکت ناخواسته سنگ ها در محل

 انفجار، می تواند در اثر افزایش تجمع این گاز سهیم باشد. استفاده از تکنیک های به حداقل

 رساندن میزان گاز و تسهیل تخلیه آن به اتمسفر، در حال بررسی است. تا وقتی کارگران مشغول

 کارند توصیه می شود از آشکارساز گاز در نزدیکی محل استفاده شود و نیز قبل از اینکه کارگرها

 وارد هرگونه محیط بسته ای مانند دویل های نفر رو در نزدیکی محل انفجار شوند، باید میزان این

 گاز را اندازه گیری کرد.

 کاظم نوری،محمد،. حوادث و بیماری های ناشی از کار در فعالیت های معدنی، مجله نظام مهندسی معدن، شماره 3، تابستان 88

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 9:7  توسط هومن حاجی کریمی  | 

6.      سیلیکوزیس

سیلیکوزیس شایع ترین نوع پنوموکونیوزیس است و همچنین شایع ترین پیامد بهداشتی ناشی از تماس با گرد و غبار سیلیس محسوب می شود. سیلیکوزیس کلاسیک گستره ای وسیع از لحاظ شدت دارد و یک فیبروز ساده بدون علامت تا فیبروز شدید پیشرونده با علائم نارسایی تنفسی بسیار پیشرفته را شامل می شود. این علائم معمولاض سال ها پس از تماس مداوم با سیلیس ایجاد می شود. شواهد نشان می دهد در بعضی موارد این علائم حتی در کمتر از 10 سال نیز قابل مشاهده اند.

فرد مبتلا به سیلیکوزیس

ریه آلوده به سیلیکوزیس

تماس طولانی مدت و بیش از حد و استنشاق گرد و غبار سیلیس متبلور قابل استنشاق یا کوارتز، موجب بروز بیماری ریوی پیش رونده ای به نام سیلیکوزیس می شود. سیلیس متبلور قابل استنشاق، توسط کانی هایی با پایه سیلیس در عملیات معدنکاری و در حین خرد کردن ایجاد و منتشر می شوند. لایه های احاطه کننده رگه های زغال سنگ در بسیاری موارد حاوی کوارتز در معادن زغال سنگ زیرزمینی عبارتند از:

الف حفر زغال به وسیله ماشین های حفار مداوم

ب- چال زنی برای نصب پیچ سنگ های مهاری در سقف

ج پیشروی سریع جبهه کار بلند که باعث شکستن سریع سقف شده و باعث انتشار گرد و غبار می شود.

7.      تماس با گرد و غبار در معادن زغال سنگ

به هنگام حفاری در معادن، برای محدود کردن گردو غبار زغال سنگ، معمولاً از افشانه های آبی و بادبزن های جمع آوری گرد و غبار استفاده می کنند که این امر در کاهش انتشار سیلیس موثر است. سیستم جمع آوری گرد و غبار خشک در زمان چال زنی، بخش عمده ای از سیلیس تولید شده را جمع آوری می کند. سیستم مه ساز، برای کاهش میزان سیلیس هوای تنفسی مهم ترین مدیریت این تکنولوژی کنترل صدا است.

علیرغم این سیستم های کنترلی، اپراتورهای چال زنی در زمان خالی کردن سیستم جمع آوری گرد و غبار، دقت لازم را ندارند و در نتیجه باعث پخش آنها می شوند. علاوه بر تماس با سیلیس در زمان حفاری در معدن، استنشاق گرد و غبار باقی مانده در لباس های معدنکاران منبع دیگری برای تماس اضافی در زمان باقیمانده از زمان شیفت کاری آنهاست. اگرچه کمتر از مقداری است که آنها در زمان چالزنی استنشاق می کنند.

تماس اصلی با گرد و غبار در معادن زغال سنگ روباز در زمان چالزنی یا حمل و نقل مواد سیلیس دار رخ می دهد. متصدیان چالزنی زمانی در معرض تماس قرار می گیرند که سیستم جمع آوری گرد و غبار در اطراف محل حفاری عملکرد ضعیفی داشته باشد و این مسئله بسیار شایع است. اپراتورهای بلدوزر زمان حمل مواد سیلیس دار تماس زیادی با آن دارند. کارگران مجاور محل حفاری و اپراتورهای حمل و نقل مواد نیز در تماس بسیار زیادی هستند.

برای کنترل موثر این منابع گرد و غبار، به تکنولوژی جمع آوری بهتری برای حفاری های سطحی نیاز است و از سیستم های موجود باید نگهداری و پشتیبانی بهتری شود. مشکل اینست که کارگران خطرات ناشی از تنفس این گرد و غبار زیان آور را کمتر از میزان واقعی آن می پندارند و بنابراین نیاز به آموزش های بیشتری در این خصوص است. خوشبختانه بیشتر ماشین آلات و تجهیزات صنعت معدنکاری سطحی دارای کابین هستند. از اینرو به همان میزان که استفاده از آنها برای کنترل سرو صدا موثر است، می توانند سبب کاهش میزان گرد و غبار استنشاق شده توسط کارگران شوند. نکته مهم اینست که غلظت گرد و غباری که در کابین ها استنشاق می شود ممکن است بالا برود. این مسئله در کابین های کهنه که دارای درز هستند و به خوبی آب بندی نشده اند، دیده می شود. بسیاری از این کابین های قدیمی دارای سیستم تهویه هوای ضعیفی هستند که نمی تواند گرد و غبار را خارج کند. البته بسیاری از این مشکلات را می توان با استفاده از کیت ها و موادی که برای عایق بندی در کابین استفاده می شود، برطرف کرد.

یکی از منابع غیر قابل انتظار تنفس سیلیس، گد و غباری است که با پوتین های اپراتورها وارد کابین شده و مجدداً در کابین منتشر می شود. آموزش دادن اپراتورها، اسپری کردن ترکیبات پایه روغن کانولای طبیعی در کف کابین و همچنین پیشرفته تر کردن سیستم فیلتر هوای داخل کابین از جمله اقدامات موثر برای کاهش این خطر است.

8.      تماس با گرد و غبار در سایر معدن

مکانیزم ایجاد تماس با گرد و غبار در معادن فلزی و غیرفلزی روباز و زیرزمینی مشابه مطالبی است که در مورد زغال سنگ بیان شد. در معادن زیرزمینی اولین تماس با گرد و غبار برای اپراتورهای چالزنی و همچنین در زمان حمل و نقل مواد به وسیله لودرها، دامپ تراک های بارکش، کامیون ها و اسلاشرها به وجود می آید.

 در معادن سطحی تماس در زمان چالزنی و به هنگام کار بولدوزرها و لودرها ایجاد می شود.تفاوت عمده اینست که برخلاف معدن زغال سنگ که در آنجا سیلیس در سنگ های احاطه کننده زغال وجود دارد. در معادن غیر ذغالی بلورهای سیلیس، بخشی از خود سنگ معدن هستند. در اطراف سنگ شکن ها در معادن فلزی  و غیر فلزی نیز منبع قابل توجهی از گرد و غبار وجود دارد. در معادن زیرزمینی به علت محدود بودن فضا و همچنین محدود بودن سیستم های تهویه، این مشکل به مرتب بیشتر است. در سطح زمین به دلیل وجود هوای آزاد کمتر پیش می آید. بعضی اوقات اپراتورها در ایستگاه های خردایش اولیه هستند اما معمولاً آنها در اتاقک هایی مستقر می شوند که از نظر محیطی کنترل شده و آنها را از قرار گرفتن در معرض سرو صدا و گرد و غبار حفظ می کند. اگر سنگ شکن ها با ریختن مواد به داخل توسط دامپ تراک تغذیه شوند، راننده دامپ تراک ممکن است در معرض بیش از حد گرد و غبار قرار گیرد.

آبپاشی سطح معدن برای جلوگیری از پراکتدگی گرد و غبار

قوانین کنترل کیفیت هوا که برای کنترل گرد و غبار قابل رویت و گرد و غبارهای پراکنده غیر قابل اندازه گیری تعریف تدوین شده، کمک شایانی به کاهش غلظت گرد و غبار قابل تنفس در مجاورت سنگ شکن ها گردیده است. به عنوان مثال در معادن سطحی، در محل های جابجایی و دپو کردن مواد، استفاده از افشانه های آبی، پوشش و روش های مکانیکی می تواند از تولید گرد و غبار جلوگیری کند و یا میزان ان را کاهش دهد. همانطور که در معادن زغال سنگ نیز گفته شد، آموزش کارگران معادن فلزی و غیر فلزی برای حصول اطمینان از بکارگیری موثر تکنولوژی های کنترلی در دسترس، بسیار حائز اهمیت است.

بسیاری از خطرات تماس با سیلیس که در معادن وجود دارد، در صنایع دیگری که حفاری

 بخشی از فعالیت آنان است نیز به چشم می خورد. به عنوان مثال کارگران حفار چاه های

آب و سایت های بزرگ ساختمانی، دو گروه بزرگ از این موارد هستند. آموزش های

ایمنی که در معادن ارائه می شود، باید به این گروه ها نیز تسری یابد.

 کاظم نوری،محمد،. حوادث و بیماری های ناشی از کار در فعالیت های معدنی، مجله نظام مهندسی معدن، شماره 3، تابستان 88

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 9:27  توسط هومن حاجی کریمی  | 

4-     بیماری های ریوی مرتبط با کار

بیماری ریه سیاه یا پنوموکونیوز کارگران زغال سنگ (CWP) و سیلیکوزیس، دو بیماری ریوی هستند که بیشترین ارتباط را با کار در معادن دارند. CWP بیشتر با نام بیماری ریه سیاه شناخته می شود و اغلب در کارگران معادن زیرزمینی زغال سنگ بروز می کند. اگرچه، ممکن است  به ندرت در معادن زغال سنگ سطحی و کارگران طرح های آماده سازی زغال سنگ نیز رخ دهد. معدنکاران کمتری به بیماری سیلیکوزیس دچار می شوند اما این بیماری در تمامی بخش های فعالیت های معدنی به چشم می خورد. در بین بیماریهایی که در سال 2001 به انجمن بهداشت و ایمنی معادن گزارش شده است، بیماری های ناشی از استنشاق گرد و غبار % 13.4آنها را تشکیل می داد. بیماری های ناشی از گرد و غبار فیبری مرتبط با معدنکاری و فرآیند تهیه و استفاده از آزبست و ورمیکیولیت به ندرت در کارگران معادن آمریکا دیده می شود. اما در جاهایی که از این مواد استفاده می کنند ممکن است این بیماری دیده شود.

5.      پنوموکونیوزیس کارگران معادن زغال سنگ

این بیماری که در اثر استنشاق طولانی مدت گرد و غبار زغال سنگ به وجود می آید، ممکن است علائم خود را که بسیار متنوع و گسترده نیز هستند، پس از سال ها و حتی در زمان بازنشستگی کارگران نشان دهد. کاهش ظرفیت تنفسی، تنگی نفس و سایر علائم نارسایی دستگاه تنفس، از جمله عواقب دیگر این بیماری است.

وجود گرد و غبار قابل تنفس در معدن موجب بروز بیماری های ریوی ناشی از کار در معادن از جمله بیماری ریه سیاه می شود. با وجودی که در طی سه دهه گذشته، میانگین تولید افزایش یافته اما غلظت گرد و غبار قابل تنفس معادن زغال سنگ تقریباً نصف شده است. این پیشرفت نتیجه بکارگیری کنترل های مهندسی است. علیرغم این توفیق، باز هم CPW به عنوان یکی از مشکلات بزرگ در معادن زغال سنگ محسوب می شود و با وجود کاهش مستمر موارد موجود در گزارش های هر سال، هنوز هم به عنوان یکی از بیماری های عمده مطرح است.

تولید گرد و غبار قابل تنفس در معادن زغال سنگ، عمدتاً ناشی از حفر لایه های زغال است که در نتیجه افزایش تولید، گرد و غبار بیشتری هم ایجاد می کند. استخراج زغال سنگ با استفاده از جبهه کار بلند یکی از کارآمدترین روش های استخراج است. اما کسانی ک در این کارگاه ها کار می کنند، از جمله افرادی هستند که بالاترین تماس شغلی با گرد و غبار را دارند.

در سال های اخیر پیشرفت در تکنولوژی های کنترلی موجب افزایش میزان تولید شده است. البته در حاشیه ممکن است خطاهایی نیز رخ دهد. اگر حتی یکی از چندین پارامتر کنترلی به درستی انجام نشود یا بخشی از سیستم کنترل گرد و غبار بد عمل کند، مقدار زیادی گرد و غبار منتشر می شود. هدف اصلی تهویه، رقیق کردن و راندن گازها و گرد و غبار است. اگرچه در بسیاری از موارد فاکتورهای محدود کننده ممکن است اثر منفی برکارگران معادن داشته باشد.

در حال حاضر برای نمونه برداری مداوم گرد و غبار در معادن که در تمام مدت شیفت صورت می گیرد، از روش های وزنی قدیمی استفاده می شود. در این روش، گرد و غبار برروی فیلتر کوارتز جمع آوری و درآزمایشگاه، توزین و اندازه گیری می شود که معمولاً این عملیات هفته ها زمان می برد. بنابراین استفاده از سنجش های گرد و غبار که میزان و تغییرات آن را به فوریت نشان دهد، در کنترل گرد و غبار قابل تنفس در معادن و به دنبال آن حذف بیماری ریه سیاه اهمیت زیادی دارد. پس از سال ها تحقیق، نمونه اولیه دستگاه پایش آنی گرد و غبار فردی( پی ام دی) با موفقیت در معادن زغال سنگ زیرزمینی آزمایش شد و در سال 2005 به صورت تجاری در دسترس قرار گرفت. این وسیله به مسئولین معادن این امکان را می دهد تا تغییرات میزان گرد و غبار قابل تنفس و کارآیی روش های کنترلی اعمال شده را ارزیابی کنند.

 کاظم نوری،محمد،. حوادث و بیماری های ناشی از کار در فعالیت های معدنی، مجله نظام مهندسی معدن، شماره 3، تابستان 88

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 14:17  توسط هومن حاجی کریمی  | 

2-   بیماری ها و اختلالات اسکلتی- عضلانی مرتبط با کار در معادن

مواردی از بیماری ها هستند که معمولاً سابقه طولانی دارند (مزمن) و شامل بیماری هایی از قبیل التهاب و درد تاندون ها، درد شانه، کمر درد، آرتروز (استئوآرتریت) و غیره می شوند. این بیماری ها معمولاً ناگهانی و در اثر یک واقعه منفرد ایجاد نمی شوند بلکه به دنبال هفته ها، ماه ها و حتی سال ها قرار گرفتن در معرض حرکات  و تکان های سریع با انجام وظایف تکراری همراه با فشار بروز می کند. درآمریکا حدود یک میلیون نفر در سال برای درمان و رهایی از درد ناشی از بیماری های و اختلالات اسکلتی-عضلانی از کار خود غیبت می کنند. میزان غرامت پرداختی بای این موارد در آمریکا سالانه بین 13 تا 20 میلیارد دلار تخمین زده می شود]2[. براساس گزارش انجمن ایمنی و بهداشت معادن آمریکا در سال 2001، پس از کاهش شنوایی و شایع ترین بیماری در بین کارگران معدن، ترومای مکرر (ضربات و آسیب های تکراری به اندام ها و بخش های مختلف بدن) و به میزان 7/45 %کل بیماری های ناشی از کار بوده است. بسیاری از فعالیت ها در معدن نیازمند انجام کارهای تکراری است که بیشتر آنها فعالیت های فیزیکی دشواری هستند. در معادن به خصوص معادن زیرزمینی، این فعالیت ها بسیار طاقت فرساست و کارگران معادن زغال سنگ در شرایطی کار می کنند که فضای قائم در دسترس آنها، کمتر از طول قدشان است. در طول دودهه قبل بیشترین تمرکز تحقیقات انجام شده در زمینه بیماری ها و اختلالات اسکلتی-عضلانی مرتبط با کار، طراحی ابزارها و تجهیزات مورد استفاده در معدن و همچنین بهبود فرآیندهای کاری در معادن بوده است. هرچند در همین زمان، ابزارهایی که به منظور افزایش بهره وری و کارآمدی ابداع شده بود بعضاً سبب افزایش نیاز به انجام کار بدنی شد.

کمردرد و مشکلات دیگر کمر سهم قابل توجهی از بیماری ها و اختلالات اسکلتی-عضلانی مرتبط با کار (WMSDs) را در معادن به خود اختصاص می دهد. مشکلات بالاتنه در نواحی شانه و دست به شدت و اهمیت کمردرد نیست و سندرم تونل کارپال (درد مچ دست ناشی از ضربات مکرر به محل) در معادن نسبتاً نادر است. افزایش استفاده از وسایل کنترل از راه دور و همچنین تغییرات در ماشین آلات معدن، ممکن است در آینده اخلالات عضلانی اسکلتی در ناحیه بالا تنه را افزایش دهد.

آخرین مورد در اختلالات اسکلتی-عضلانی مرتبط با کار(WMSDs) زانوی کارگران شاغل در معادن است. این مشکل برای کارگرانی که در راه های باریک و بلند مجبور به حرکت بر روی زانو و دستان خود هستند، ظاهر می شود. فشار مداوم به مفصل زانو سبب التهاب و تورم این مفصل می شود. همچنین فشار مداوم و همزمان و خیس بودن کف معادن بروز عفونت ریشه های مو و پوست ضخیم ناحیه زانو را در پی دارد. این مشکل که به" زانوی معدن کاران" معروف است در معادن زغال ویرجیانا دیده می شود. پدهایی برای کارگران ساخته شده اما در بیشتر موارد طراحی پدها به گونه ای بوده که با خیس شدن زیرآن و فشار آوردن به زانو، این مشکل را بدتر می کند.

3-   افت شنوایی

کاهش شنوایی ناشی از سروصدا پس از پیرگوشی ناشی دومین علت اکتسابی افت شنوایی است و از مدت ها قبل به عنوان یک معضل در مشاغل پر سروصدا شناخته شده است. سروصدا شایع ترین عامل زیان آور محیط کار است و تعداد کارگران در معرض آن در آمریکا 9 میلیون نفر تخمین زده می شوند. اگرچه کاهش شنوایی ناشی از سروصدا دائمی، غیرقابل برگشت، درمان ناپذیر و شایع است لیکن به راحتی قابل پیشگیری است.برخلاف سایر بیماری های شغلی ناشی از کار درمعادن، افت شنوایی ناشی از صد(NIHL)  در معادن همه گیر است و   در همه جا دیده می شود. با وجود 30 سال کار و تدوین قوانین و دستورالعمل و انجام تحقیقات در این زمینه، % 91 از کارگران معادن زغال سنگ و % 64 از کارگران معادن فلزی و غیرفلزی در سن 50 سالگی دچارافت شنوایی بیش از 25 دسی بل می شوند، در حالیکه تنها %91 از مردانی با همان سن که در معرض سوصدا قرار نداشته اند، با این میزان از کاهش شنوایی مواجه اند. اختلال شنوایی در کارگران معادن می تواند منجر به مشکلاتی در کیفیت زندگی، برقراری ارتباطات یا درک گفتار و همچنین افزایش ریسک شغلی به خاطر ناتوانی در تشخیص ندادن هشدارها و نشانه های ایمنی شود. قوانین حفاظتی به همراه تلاش های تحقیقاتی چشمگیری که صورت گرفته است، می تواند از افزایش بروز موارد جدید در آینده جلوگیری کند.در هر صورت معدنکاری فعالیتی همراه با سروصدای بالاست و حتی اگر کنترل های مهندسی به صورت %100 اعمال و به طورکامل در صنایع به کار گرفته شوند تنها می تواند از %20 حوادثی که ممکن است در آینده رخ دهند جلوگیری کرد. کاهش موارد باقیمانده بستگی زیادی به استفاده ی صحیح و مناسب از گوشی های محافظ توصیه شده دارد. با وجود اینکه انجام کنترل های مدیریتی و مهندسی بر سایر روش ها ترجیح دارد، استفاده صحیح و مناسب از گوشی های محافظ فردی باید به عنوان بخشی از روش کنترل موثر سروصدا مدنظر قرار گیرد.

کارگران معادن همانند سایر مشاغل، با وجود آگاهی از پیامد و اثرات سوء سروصدا بر شنوایی، به آسیب هایی که ممکن است به گوش آنها برسد به طور کامل توجه ندارند. به عنوان مثال بیشتر کسانی که دچار درجاتی از افت شنوایی می وند فکر می کنند که محیط آرامتر شده است. معدنکاران کاملاض نسبت به صدای گوش خود ناآگاه هستند و نمی دانند که این مشکل در اثر کاهش شنوایی ناشی از صدا ایجاد می شود. درک کارگران معادن از ریسک های ناشی از سروصدای بالا، برای کسب همکاری آنها در نگهداری بهینه از تجهیزات کنترل کننده های صدا ضروری است و آنها را به شرکت در برنامه های حفاظت از شنوایی همانند استفاده از محافظ های شنوایی(گوش) ترغیب می کنند. رویکرد آموزشی جدیدی در حال ابداع است تا بتواند به صورت موثر دلایل افت شنوایی در اثر صدا و همچنین انجام فعالیت های پیشگیرانه برای جلوگیری از وقوع آن را به کارگران معادن را آموزش دهد. اخیراً دوزیمترهای (وسیله ی اندازه گیری سروصدای دریافتی توسط کارگر)ارزان قیمت فردی ساخته و در اختیار کارگران معادن قرار گرفته تا به کمک آن به میزان سروصدای دریافتی در هر شیفت پی ببرند و اقدام های محافظتی لازم را انجام دهند.

منابع معمول سروصدا در معادن، باعث افت موقت آستانه ی شنوایی می شوند و تنها در صورتیکه فرد بیش از زمان عادی کار، در معرض آنها قرار گیرد، ممکن است منجر به کاهش دائم و برگشت ناپذیر شنوایی شود. با وجود این قرار گرفتن در معرض برخی از منابع تولید سروصدای بسیار شدید در معادن، که عموماً صدای ضربه ای ایجاد می کنند، ممکن است منجر به کاهش دائم شنوایی آنان شود. مهم ترین این ها، چکش های بادی و صدای ناشی از آتشباری است. استفاده مناسب و کافی از وسایل فردی حفاظت از شنوایی در کنترل این صداها موثر است. 

کاظم نوری،محمد،. حوادث و بیماری های ناشی از کار در فعالیت های معدنی، مجله نظام مهندسی معدن، شماره 3، تابستان 88

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 12:53  توسط هومن حاجی کریمی  | 

1-   حوادث و صدمات غیر مرگبار منجر به روزکاری از دست رفته

در دهه ی گذشته، روزهای کاری از دست رفته بر اثر حوادث و صدمات کارگران معادن آمریکا برای تمامی مواد معدنی کاهش یافته است. البته این میزان در سال 2001 میلادی 3/4  مورد برای هر صد نفر کارگر تمام وقت معادن زغالسنگ، در مقایسه با میزان 6/2 در کلیه صنایع بوده است با مقایسه تعداد و میانگین سالانه ی روزهای کاری از دست رفته برای کارگران معدن و پیمانکاران مستقل شاغل در معادن، انواع ماده ی معدنی و محل کار می توان به این نکته دست یافت که ترتیب و میزان جراحات در طول چند دهه قبل کمی تغییر کرده است. به عنوان مثال از سال 1988 تا سال 1997، 5 علت عمده بروز صدمات به ترتیب عبارتند از:جابجایی مواد(34 %)، لیز خوردن و یا افتادن(%21)، وسایل حمل و نقل(%11)، ماشن آلات (%11) و ابزارهای دستی (5/9%)است. همچنین 5 مورد از شدیدترین صدمات نمایانگر میانگین تعداد روزهای از دست رفته برای حوادث بین سال های 1996 و 2000 به شرح زیر است

سقوط یا ریزش (20 روز برای معادن زیر زمینی و 21 روز برای معادن روباز)،لیز خوردن یا افتادن (25 روز برای معادن زیرزمینی و 17 روز برای معادن روباز) ، ماشین های حمل و نقل (23 روز برای معادن زیر زمین و 16 روز برای مع7ادن روباز) ، پاگذاشتن و یا زانو زدن روی اشیاء (22/5روز برای معادن زیرزمینی و 9 روز برای معادن روباز) و جابجایی مواد (19 روز برای معادن زیرزمینی و 12 روز برای معادن روباز). فشار وارده به ناحیه کمر که ناشی از زور زدن زیاد است، بزرگترین سهم را در روزهای کاری از دست رفته دارد و نکته مثبت اینست که تعداد صدمات کمری از 5500 مورد در سال 1992 به 3500 مورد در سال 2001 کاهش یافته است.

بسیاری از این جراحت ها به شرایط طبیعی معدن بستگی دارد. به عنوان مثال تکه های کوچک سنگ ممکن است از سقف معدن یا از دیواره معادن زیرزمینی جداشده و با کارگر برخورد کند و موجب یک جراحت غیر مهلک شود. وجود مواد خیس و گل در کف معدن موجب لیز خوردن شدید شده و خطرناک است. نزدیک شدن زیاد به ماشین آلات همیشه برای کارگران خطرناک است ولی این خطرات در فضاهای محدود معادن زیرزمینی به مراتب بیشت می شوند. در معادن زیرزمینی امکان دید محدود است و باعث تشدید خطرات در محیط های بسته می شود. با وجود تحقیقات گسترده ای که در این سال ها انجام شده، هنوز باید پیشرفت های اساسی و عمده ای برای کاهش میزان صدمات ناشی از این عوامل حادثه ساز انجام پذیرد.جراحات حاصل از لیز خوردن و افتادن را به سختی می توان کاهش داد زیرا به شکل های مختلف و دلالیل متفاوتی رخ می دهند. به علت بهبود در طراحی محیط های کار، صدمات مرتبط با جابجایی مواد کاهش یافته است . استفاده روزافزون از مواتد و تدارکات پاالت شده، استفاده از سکوهای متحرک و همچنین ساخت وسایل نقلیه مجهز به چنگال های بلندکننده به میزان بسیار زیادی بلند کردن دستی مواد و اشیاء را که هر روز توسط کارگران در معادن انجام   می شود کاهش داده است. تعدادی از معادن امکانات ورزشی را در معدن در اختیار کارگران می گذارند و آنها را به انجام برنامه های ورزشی تشویق می کنند، گزارش ها حاکی از آنست که با انجام برنامه های ورزشی مشکلات و آسیب های کمری کارگران کاهش یافته است1 

کاظم نوری،محمد،. حوادث و بیماری های ناشی از کار در فعالیت های معدنی، مجله نظام مهندسی معدن، شماره 3، تابستان 88



+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 13:53  توسط هومن حاجی کریمی  | 

مقدمه:

با توجه به طبیعت و ماهیت نسبتاً خشن و شرایط سخت کار در فعالیت های معدنی وقوع حوادث و صدماتی ناشی از کار وهمچنین بروز بیماری های شغلی غیر قابل انتظار نیست. از جمله این موارد می توان به بروز حوادث و وجود موقعیت های بالقوه خطرناک و حادثه ساز نظیر انفجار، ریزش ، تجهیزات متحرک و عوامل بیماری زا مانند گرد و غبار مضر، استرس های شغلی، سروصدا، کار در وضعیت نامناسب بدنی و امثال آنها اشاره کرد.باتلاش هایی که برای ایمن سازی و بهبود شرایط محیط کار به عمل آمده میزان حوادث و بیماری ها کاهش یافته است. درپایان قرن 19 تلفات ناشی از حوادث معادن در آمرکا بیش از 2000 نفر در سال بود.اما امروزه این رقم به کمتر از 100 نفر در سال رسیده است. برای سایر حوادث و صدمات و بیماری های شغلی نیز کاهش مشابهی به چشم می خورد. در برخی از نقاط جهان، این آمار کمی بهتر از آمریکا و در برخی  نقاط دیگر بدتر است. تلاش آمریکا برای ایجاد نیروی کار سازمان یافته و شرکت های پیشرو، انجام تحقیقات در دانشگاه ها وآزمایشگاه های دولتی و افزایش مقررات سختگیرانه و دقیق موسسات استانی و فدرالی، همه و همه منجر به پیامدهای مثبت در وضعیت معدن کاران شده است. انجمن بهداشت و ایمنی معادن (MSHA) موظف  به دادن گزارش اجباری از میزان صدمات و تلفات در معدن است و بنابراین داده های مفیدی برای مطالعه برروی تعداد و نوع تلفات و صدمات براساس محصول، محل کارف موقعیت جغرافیایی و دیگر فاکتورها در دسترس محققین قرار می دهد.

بروز بیماری های شغلی در معدن کاری معمولاًبه صورت ناگهانی اتفاق نمی افتد و درنتیجه با همان قاطعیت و اطمینان حوادث و صدمات ناشی از کار نمی توان میزان تلفات و زمان از دست رفته براثر بیماری های شغلی را گزارش داد. اعتقاد عمومی برآنست که بیماری های شغلی در کارگران معادن کمتر از میزان واقعی گزارش   می شود، هرچند این موضوع در مطالعات اثبات نشده است.در این نوشتار به شایع ترین حوادث و بیماری های ناشی از کار در معادن، علل عمده بروز آنها و برخی آمار و اطلاعات در این خصوص اشاره خواهد شد.

مواردی که در این مقاله به آنها پرداخته خواهد شد عبارتند از:

1-    حوادث و صدمات غیر مرگبار منجر به روزکاری از دست رفته

2-    بیماری ها و اختلالات اسکلتی-عضلانی مرتبط با کار در معادن

3-    افت شنوایی

4-    بیماری های ریوی مرتبط با کار

5-    پنوموکونیوزیس کارگران معادن زغال سنگ

6-    سیلیکوزیس

7-    تماس با گرد و غبار در معادن زغال سنگ

8-    تماس با گرد و غبار در سایر معادن

9-    استرس گرمایی

10-دود و دمه، گازها و بخارهای سمی حاصل از آتشباری

11-سایر مواد سمی

12-استرس و خستگی ناشی از کار

کاظم نوری،محمد،. حوادث و بیماری های ناشی از کار در فعالیت های معدنی، مجله نظام مهندسی معدن، شماره 3، تابستان 88

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم اسفند 1388ساعت 13:51  توسط هومن حاجی کریمی  |